اهلی شیرازی

غزل 17 | خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را

خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما را

هزار مهر و محبت فزوده‌ای ما را

جفا نمودنت اکنون طریق رندی نیست

چنان نما که در اول نموده‌ای ما را

اگر حدیث پری بر زبان ما بگذشت

به جان دوست که در دل تو بوده‌ای ما را

به خنده‌ای که از آن پسته‌ی دهن کردی

دری ز عالم معنی گشوده‌ای ما را

چه حاجت است که لافیم از وفا، چون تو

به صدهزار جفا آزموده‌ای ما را

سگ توییم که از لطف و پاکدامانی

غبار از آینه دل زدوده‌ای ما را

به عشوه گفت که اهلی گر از تو دل بردیم

تو هم به لطف سخن دل ربوده‌ای ما را

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.