آشفتهٔ شیرازی

غزل 907 | گر بظاهر برکنی تو کسوت فقرم زتن

گر بظاهر برکنی تو کسوت فقرم زتن

چون کنی کز مهر حیدر بافت تار و پود من

گر طمع در منصب و مالم کنی با جان و سر

در حقیقت کرده اند اندک سبکتر بار من

نه زر ونه زور نه تدبیر و نه خیل و حشم

بر علی مستظهرم این باشد استظهار من

من اثر در خود نمی بینم مؤثر دیگریست

گر تو خواهی محو سازی از جهان آثار من

لاجرم آشفته ام مدحت سرای مرتضی

رحم کن بر جان خود بگذر تو از آزار من

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.