اهلی شیرازی

غزل 338 | در سوختنم آنکه بر افروختن آموخت

در سوختنم آنکه بر افروختن آموخت

شمعی است که پروانه ازو سوختن آموخت

آنروز که تعلیم نظر کرد مرا عشق

اول ز رخ غیر نظر دوختن آموخت

دل سوختن آموخت چو پروانه بعاشق

آنکس که بدان شمع برافروختن آموخت

بلبل ز سرشک از غم گل دانه فشان است

مورست که حرصش همه اندوختن آموخت

از فیض ازل علم نظر بازی اهلی

فنی است که بی زحمت آموختن آموخت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.