اهلی شیرازی

غزل 415 | مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد

مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد

مسکین تر از آنیم که تقریر توان کرد

کار می و معشوقه سراسر همه سودست

از کس نشنیدم که درین کار زیان کرد

المنه لله که در صید گه عشق

تیر تو مرا در صف عشاق نشان کرد

باور نکنم من که پری تو بحسن است

حسنی اگرش بود چرا از تو نهان کرد

شاید که دل کوه بفریاد در آید

امروز که اهلی ز غم عشق فغان کرد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.