آشفتهٔ شیرازی

غزل 968 | بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو

بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو

تو خوش به بزم رقیبان و ناخوشم بی تو

تو آتشی زده ای بر عذار از می غیر

چو زلف و خال نکویان در آتشم بی تو

اگر چه زهر مذابست بی تو مینوشم

و گرچه باده کوثر نمی چشم بی تو

ز بیم آنکه شود برق و آیدت ز قفا

گمان مدار که من آه بر کشم بی تو

بگفتمش که ز هجر تو من پریشانم

جواب داد که آشفته من خوشم بی تو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.