اهلی شیرازی

غزل 946 | ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم

ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم

پیمان دو عالم به دو پیمانه شکستیم

اول چه حکیمانه ره توبه گرفتیم

آخر که شکستیم چه رندانه شکستیم

بستیم ز تعلیم خرد نخل امیدی

آنهم بمراد دل دیوانه شکستیم

باشد که دل دوست نرنجد که غمی نیست

گر در نظر مردم بیگانه شکستیم

مردیم ز غم اهلی و بستیم زبان را

برخیز که هنگامه افسانه شکستیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.