اهلی شیرازی

غزل 1085 | دمی که همنفسان گرم گفتگو بینم

دمی که همنفسان گرم گفتگو بینم

من از کناره به دزدیده روی او بینم

لطیفه هاست....

گشایم از رخ تو زلف و مو بمو بینم

چنین کز آینه ام زرد رو من بیمار

مگر که خویشتن از باده سرخ رو بینم

رقیب حمل جفا میکند ولی لطفست

هر آن ستم که از آن شوخ تند خو بینم

به آرزوی دل خود عجب رسد اهلی

که در دلش ز تو هردم صد آرزو بینم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.