اهلی شیرازی

غزل 1147 | آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین

آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین

وان چاشنی خنده شیرین لبش بین

گر طوبی جنت طلبی با ورق سبز

بر سرو قد آن سبز قبای قصبش بین

تنها نه منم طالب آن چشمه حیوان

صد تشنه جگر همچو خضر در طلبش بین

در شادی وصل دل بدروز چه بینی

بیداد شب هجر و دوام تعبش بین

تا چشم زنی روز وصالت شب هجرست

این کوتهی روز، درازی شبش بین

اهلی بودش جام طرب دیده پر خون

ای مست جگر سوخته جام طربش بین

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.