اهلی شیرازی

غزل 1156 | ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من

ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من

جامی کن و بنویس بر آن حال دل من

گر دانه غم کاری و گر تخم ملامت

جز سبزه مهرت ندهد ز آب و گل من

من بنده این داغ غلامی که تو گویی

برنامه آزادی ات اینک سجل من

بیم است که آید پری از شوق و بسوزد

پروانه صفت بر سر شمع چگل من

یک عاشق بیدل نتوان یافت چو اهلی

کش دل نبود جانب پیمان گسل من

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.