اهلی شیرازی

غزل 1183 | سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان

سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان

بیک کرشمه شیرین مرا ز من بستان

بیک حکایت شیرین هلاک کن خسرو

تو شاه حسنی ازو داد کوهکن بستان

مده بدست اجل کز ستم کشد زارم

چو دادنیست مرا جان ز خویشتن بستان

بخنده یی ببر از یوسف و زلیخا دل

بیک کرشمه دل از دست مرد و زن بستان

بجان اگر دهد آنشوخ بوسه یی اهلی

هزار جان ده و یکبوسه زان دهن بستان

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.