اهلی شیرازی

غزل 1270 | پیش تو هر که هست چو صورت خموش به

پیش تو هر که هست چو صورت خموش به

عیسی نفس تویی دگران چشم و گوش به

خواهد سبوی جسم چو سنگ اجل شکست

پس این سبو سفال سگ میفروش به

گر می چنان خوری که نگویند زهر باد

گر زهر میخوری بحقیقت ز نوش به

طوفان آب دیده جهان میکند خراب

گر دیک دل ز گریه نیارم بجوش به

اهلی ز وصف لاله رخان لب چه بسته یی

بلبل بهر صفت که بود در خروش به

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.