اهلی شیرازی

غزل 1298 | تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی

تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی

در غم آن منِ دل‌خسته به ماتم بکشی

مردم از دست تو تا چند ترا جور بود

نه که خوبی به تو دادند که آدم بکشی

گر به عیسی‌نفسی جان بدهد باز لبت

جان من خلق جهان را به تو یک دم بکشی

چون همه عالم از انفاس تو جان یافته‌اند

نیست کس را سخنی گر همه عالم بکشی

اهلی سوخته چون شمع چه کردست که تو

هم بسوزی ز غم خویشتن هم بکشی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.