اهلی شیرازی

غزل 1324 | چند از بتان فریفته آب و گل شوی

چند از بتان فریفته آب و گل شوی

آدم شوی اگر سگ اصحاب دل شوی

سررشته گوش دار وز زنار غم مخور

زنار از آن بهست که پیمان گسل شوی

بیدوست ره مرو که نگردی بخود عزیز

چون خار سعی کن که بگل متصل شوی

می خور ولی چنان نه که از چشم اعتبار

گر خود کنی مشاهده خود خجل شوی

اهلی ز لطف اگر ندرد یار پرده ات

باری تو آن مکن که ز خود منفعل شوی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.