اهلی شیرازی

شعر 24 | خواجه بسحاق پیر صاحبدل

خواجه بسحاق پیر صاحبدل

بود شمعی درین کهن فانوس

شد اسیر اجل که مردن را

نکند چاره عقل جالینوس

رفت مردانه آخر از عالم

زانکه زد سالها بمردی کوس

همه گویند بهر تاریخش

مرد مردانه پیر با ناموس

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.