شعر 14 | سه ماهش زمان داد، دستور زود
سه ماهش زمان داد، دستور زود
نوندی برافگند بر سانِ دود
که شاه جهان گشت خشنو به باز
تو از ساختن هرچه باید بساز
از آن پس که خواهش نمودم بسی
بسی خواستم یاری از هر کسی
چو خواهی که دیدار شاه زمین
ببینی بر آن پوست آهو ببین
چنان آمد این شاه با فرّ و هوش
چنانچون نگاریدهٔ دارنوش
هزار آفرین باد بر جان شاه
بر آن دانش و هوش و فرمان شاه
که گر وی نکردی از این آگهی
ز مردم شدی روی کشور تهی
که از کوه تا کوه لشکرگه است
ز نیزه صبا بر هوا گمره است
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.