غزل 11 | تا بر سر است سایهٔ شهزاده ایرجم
تا بر سر است سایهٔ شهزاده ایرجم
گویی مگر به تاج فریدون مُتَوَّجَم
ما هر دو شاهزاده و ما هر دو ایرجیم
اما چه ایرجی بود او ، من چه ایرجم!
با خلقتش چو خلقت خود میکنم قیاس
گیرد ز مادر و پدر خویشتن لجم
گفتم قتیلِ خنجرِ ابرویِ او شوم
آوخ که سازگار نشد طالعِ کجم
گفتم مُدَرَّجی که مگر شاهزادهای...
...رج بسپُرَد به حافظه شعر مُدَرَّجم
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.