ایرج میرزا

شعر 5 | باغ خندان ز گل خندان است

باغ خندان ز گل خندان است

خنده آئین خرمندان است

خنده هر چند که از جد دور است

جد پیوسته نه از مقدور است

دل شود رنجه زجد شام و صباح

میکند اصلاح مزاجش به مزاح

جد بود پا به سفر فرسودن

هزل یک لحظه به راه آسودن

لیک نه که از دود دروغ

برد از چهرهٔ قدر تو فروغ

تخم کین در دل دانا کارد

خیو خجلت به جبین‌ها آرد

شو ز فیاض خرد تلقین جوی

راست گو لیک خوش و شیرین گوی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.