بابافغانی

رباعی 1 | پیوسته مرا فلک جگر خون دارد

پیوسته مرا فلک جگر خون دارد

در سیر و سفر

گفتن نتوان که طالعم چون دارد

در خون جگر

دانی که چه حاصلم شود آخر کار

زینسان که مرا

چون دانه در آسیای گردون دارد

قسام قدر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.