بلند اقبال

غزل 150 | کجا طلعت مه چو روی توباشد

کجا طلعت مه چو روی توباشد

کجا نکهت گل چوبوی توباشد

نه کان بدخشان چو لعل تو دارد

نه خورشیدرخشان چوروی توباشد

چو دیدم که زلف تو شد همچو چوگان

همی خواهدم دل که گوی تو باشد

زند فاخته برسر سروکو کو

هم او در پی و جستجوی توباشد

به یک جرعه از پا در انداخت ما را

چه صهباست کاندر سبوی تو باشد

به شیرین کلامی شدم شهره از آن

که حرفم همه گفتگوی تو باشد

بلند این چنین گشته اقبالم از آن

که روی دل من به سوی تو باشد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.