بیدل دهلوی

غزل 868 | ای ظفر شیفتهٔ همت نصرت فالت

ای ظفر شیفتهٔ همت نصرت فالت

چمن فتح تبسمکدهٔ اقبالت

آیت فضا و سخاشان تو را آینه‌دار

نص تحقیق وفا ترجمهٔ اقوالت

در مقامی‌که شکوهت فشرد پای ثبات

کوه بازد کمر از سایهٔ استقلالت

روح اعدا همه‌گر همسر سیمرغ شود

نیست جز صعوهٔ شاهین قضا چنگالت

سرگردن‌شکنان دوختهٔ نقش قدم

تاج شاهان غیور آبلهٔ پامالت

صورت هیچکس آنجا به مقابل نرسد

برهرآیینه‌که غیرت فکند تمثالت

عمرها شدکه به تفهیم شرف می‌نازد

سال و ماه همه در سایهٔ ماه و سالت

گر همه عقدهٔ دل بود نگاه توگشود

حق نیفکند سر وکار به هیچ اشکالت

نور ذاتی‌، دلت اندوه کدورت نکند

امر حقی‌، به تغیر نگراید حالت

یارب از ملک اجابت به دعای بیدل

کند اقبال ازل تا ابد استقبالت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.