جامی

شعر 14 | هست بر مقتضای فضل ازل

هست بر مقتضای فضل ازل

بعضی از بعضی افضل و اکمل

وز همه افضل احمد عربیست

که ز حق سوی ما رسول و نبیست

آن فضایل که انبیا را بود

وان شمایل که اصفیا را بود

گر شود جمله مجتمع با هم

همه باشد ز فضل احمد کم

هر نبی را که حجتی دادند

جانب امتی فرستادند

نیست مبعوث پیش شرع شناس

غیر احمد کسی به کافه ناس

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.