جامی

شعر 20 | گفت با داوود پیغمبر خدای

گفت با داوود پیغمبر خدای

کامت خود را بگوی ای نیک رای

کز عجم چون پادشاهان آورند

نام ایشان جز به نیکی کم برند

گرچه بود آتشپرستی دینشان

بود عدل و راستی آیینشان

قرن ها زیشان جهان معمور بود

ظلمت ظلم از رعایا دور بود

بندگان فارغ ز غم فرسودگی

داشتند از عدلشان آسودگی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.