جامی

غزل 285 | میل خم ابروی توام پشت دو تا کرد

میل خم ابروی توام پشت دو تا کرد

در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد

از موی میان تو جدا بس که کشم رنج

نتوان تن رنجور من از موی جدا کرد

با دیده غمدیده من اشک دمادم

آن کرد که با خانه تن سیل فنا کرد

دوران ز گل می و خشت سر خم

بس خانه عشرت که درین دیر بنا کرد

جانی ز لبت داشت تنم وام به گردن

از گردن او تیغ تو آن وام ادا کرد

تا شد به قبا سرو قد ناز تو مایل

گل اطلس فیروزه زربفت قبا کرد

جامی که شد از سنگ ستم بر تو دعاگوی

مرغیست که از برگ گل آغاز نوا کرد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.