جامی

غزل 687 | غم رخم زرد می کند چه کنم

غم رخم زرد می کند چه کنم

نفسم سرد می کند چه کنم

همچو اختر شراره آه مرا

آسمان گرد می کند چه کنم

شد تنم خاک و تند باد فراق

خاک را گرد می کند چه کنم

می دهد جان دلم ز مستی عشق

می جوانمرد می کند چه کنم

می کشم دردناک ناله ز دل

دل من درد می کند چه کنم

با دلم دور چرخ هر چه ز جور

می توان کرد می کند چه کنم

یار فرد است و بنده جامی را

از جهان فرد می کند چه کنم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.