جامی

غزل 755 | ای غمت شادکامی دل من

ای غمت شادکامی دل من

وز غمت پر تمامی دل من

شد به عشق تو در جهان بدنام

این بود نیکنامی دل من

صرف سودای زلف و خال تو شد

نقد عمر گرامی دل من

گرد رخ دور خط مشکینت

هست طوق غلامی دل من

زود بگذشت در رهت ز دو کون

بنگر تیزگامی دل من

می برد مهر خامی از میوه

برد مهر تو خامی دل من

از هجوم سموم گردش دهر

شعر جامی ست حامی دل من

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.