غزل 913 | چند گردم بهر لیلی گرد حی
چند گردم بهر لیلی گرد حی
نی ز لیلی پای میبینم نه پی
گر بمیرم در غم لیلی خویش
یا کرام الحی لا تاسوا علی
بر زبانم نام لیلی تا به چند
در ضمیرم مهر لیلی تا به کی
ای که از لیلی همی گویی نشان
اینما صادفتها ارسل الی
دیگران از خم می مستند و من
مست لیلی ام نه خم دیده نه می
هر چه جز لیلی برون کردم ز دل
لیس فی قلبی سوی لیلای شی
وایه جامی همین لیلی بود
گر نیاید وایه خود وادی وی
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.