جامی

غزل 996 | ای به بالا همانک می دانی

ای به بالا همانک می دانی

تو گلی ما همانک می دانی

گر روی در چمن ز رشک قدت

رود از جا همانک می دانی

بر تو سیم ناب و اندر سیم

سنگ خارا همانک می دانی

آهوی دام جسته ای و تو را

زلف در پا همانک می دانی

گل سوری کنایت از رخ توست

مشک سارا همانک می دانی

سر زلفت شب سیاه من است

رخ زیبا همانک می دانی

با تو جامی تنی ست زنده به جان

وز تو تنها همانک می دانی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.