جامی

قطعه 41 | تا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دست

تا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دست

نامدت باور که ناید هیچ کار از دست تو

چیست دانی جنبش دستت چنین بی اختیار

یعنی ای غافل برون است اختیار از دست تو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.