غزل 221 | من از هوای تو ایسرور راستین چکنم
من از هوای تو ایسرور راستین چکنم
من از جفای تو ایجان نازنین چکنم
مرا چو چین سر زلف تو بدام آورد
نظر بدانه خال بتان چین چکنم
من از هوای تو بیخواب و بی خورم شب و روز
بگو مسیح بما تا دوای این چکنم
چو نیست قدرت آنم کت آستان بوسم
بخون دل نکنم رنگ آستین چکنم
بروز حشر گرم بی تو در بهشت آرند
چه جای حور بود جنت برین چکنم
گشاده ابروی مشکین تو کمان ستم
گشاد بر دل من ناوک از کمین چکنم
کرشمه ئی سوی ابن یمین نهان کردی
اگر رقیب بدیدست گو ببین چکنم
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.