جامی

غزل 175 | عارف که سخن به راه گوید

عارف که سخن به راه گوید

الله ولا سواه گوید

اثبات وجود خلق با حق

در طور یقین گناه گوید

هرکس که شود مرید عشقت

اول کم مال و جاه گوید

با خرقه و طیلسان بسازد

ترک کمر و کلاه گوید

بر یاد تو زار زار گرید

وز شوق تو آه آه گوید

کاری که نه غایتش تو باشی

آن را عمل تباه گوید

خواهد خط تو چو شب نویسد

بیند رخ تو چو ماه گوید

چون ماه رخ تو دید جامی

کی وصف شب سیاه گوید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.