جمال‌الدین عبدالرزاق

قطعه 61 | بیکی برد اشارت کردم

بیکی برد اشارت کردم

سوی آنکس که چنونبود راد

دست بربر زد و پذرفت بطبع

آنچنان کز کرمش گشتم شاد

مدتی رفت و نکرد آنچه شنود

که مرا گشته فراموش ازیاد

گفت از معدنش آرند مگر

کاروان آمد و هم نفرستاد

من نیشابوری ازو خواسته ام

مگرم او یمنی خواهد داد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.