جمال‌الدین عبدالرزاق

قطعه 104 | خشمت آمد که من ترا گفتم

خشمت آمد که من ترا گفتم

که ترا عاشقم خطا گفتم

شاید ارخون شود دلم تامن

با تو ناگفتنی چرا گفتم

من ز دست زبان برنج درم

سوزیان بین که تا ترا گفتم

گفتی از عشق جان نخواهیبرد

من خود این با تو بارها گفتم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.