جمال‌الدین عبدالرزاق

غزل 60 | نگارم عنبر از مه می‌نماید

نگارم عنبر از مه می‌نماید

ز سنبل شکل خرگه می‌نماید

رخ همچون مه او در شب زلف

دل گم‌گشته را ره می‌نماید

غلام آن رخم کِش خط دمیدست

که اکنون خود یکی ده می‌نماید

به پیش روی تو مَهْ کیست باری

دم طاوس صد مه می‌نماید

گل از تو بو برد پس آورد رنگ

ازینش عمر کوته می‌نماید

خیالت داشت حس العهد آخر

که ما را روی گه‌گه می‌نماید

به جانی یک نگه، لیکن به آن شرط

که جان بستاند آنگه می‌نماید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.