جمال‌الدین عبدالرزاق

غزل 62 | روز به آخر رسید و یار نیامد

روز به آخر رسید و یار نیامد

هیچکس از پیش آن نگار نیامد

گفتم با او غمی بگویم اکنون

با که بگویم که غمگسار نیامد

اینهمه بر من ز روز گاربد آمد؟

نه، ز دل آمد ز روزگار نیامد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.