جمال‌الدین عبدالرزاق

غزل 110 | امشب من و غمگسار تا روز

امشب من و غمگسار تا روز

دست من و زلف یار تا روز

خوش باش که بس تفاوتی نیست

از روی تو ای نگار تا روز

آن غالیه دان شور و شیرین

بی مهر بمن سپار تا روز

هر بی خردی که بینی جام و بوسه

مشناس جز این دوکار تا روز

بستان و ببخش جام و بوسه

مشناس جز این دوکار تا روز

تا باده، همی گسار تا صبح

تا بوسه، همی شمار تا روز

مارا سر خواب نیست امشب

ای شمع تو پاسدار تا روز

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.