جمال‌الدین عبدالرزاق

غزل 120 | من ز جهان دوست ترا داشتم

من ز جهان دوست ترا داشتم

از تو جفا چشم کجا داشتم

چشم من ارخون شود از غم رواست

کز تو چرا چشم وفا داشتم

من ز تو امید بسی چیزها

داشته ام لیک خطا داشتم

دل بربودی ز من اول نظر

نیک بدیدی که کجا داشتم

جان بیکی بوسه فروشم بتو

ورچه نه از بهر بها داشتم

گر کسی از دوست بپرسد مرا

آه چه گویم که کرا داشتم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.