غزل 84 | دلبرا چندین جفاکاری مکن
دلبرا چندین جفاکاری مکن
با عزیزان بیش از این خواری مکن
حاکمی گر میکنی آزار من
زینهار آهنگ بیزاری مکن
غمزه را گو ترک غمازی بده
طره را گو بیش طراری مکن
همچو شمع از هر دری اندر مرو
همچو گل با هر خسی بازی مکن
چون دلم بردی و جانم سوختی
این همه تندی و عیاری مکن
ای (جنید) ار عاشقی مردانه باش
در ارادت خویشتنداری مکن
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.