جویای تبریزی

غزل 7 | صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما

صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما

حباب آب حیاتست جام بادهٔ ما

ز قوت دل و بازوی ناتوانیهاست

اگر ز رخ نبرد رنگ ایستادهٔ ما

هزار مرحله دوریم از خودی، پیداست

نشان نیستی ما زلوح سادهٔ ما

حریف بازوی جویا نمی شود گردون

که پشت قوس قزح بکشند کبادهٔ ما

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.