جویای تبریزی

غزل 126 | بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما

بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما

ز جنبش مژه در کار دلخراشی ما

به نرگس تو که بیهوش ساغر ناز است

اثر نکرد گلاب نیاز پاشی ما

جنون ما نمک شور صد قیامت شد

ز واعظان که نشستند در حواشی ما

مرا ز رشتهٔ آهست تار و پود وجود

دگر چه حرف کسی را به خوش قماشی ما

دل از خیال تسلی نمی شود جویا

به کار کعبه نیاید صنم تراشی ما

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.