جویای تبریزی

غزل 287 | چرخ خاکستری از آتش سودای من است

چرخ خاکستری از آتش سودای من است

وسعت آباد جهان گوشهٔ صحرای من است

فیض باطن سبب زینت ظاهر باشد

چاک دل غنچه صفت زیب سراپای من است

طرفه انداز خرامی است ترا فرش رهت

تا نظر کار کند چشم تمنای من است

نبض بیمار صفت در ره شوقش جویا

جاده گرم طپش از گرمرویهای من است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.