جویای تبریزی

غزل 532 | تا قامتش به سیر چمن شد ز جا بلند

تا قامتش به سیر چمن شد ز جا بلند

از برگ نخل را شده دست دعا بلند

ای چرخ کامرانی جاوید از آن تست

از بس فتاده ایم نشد آه ما بلند

یابد اگر زپاس نفس رتبه ای دلت

خوشتر بود از آنکه شوی بر هوا بلند

از ترک مدعاست که گردد دعا قبول

دست دعا مکن ز پی مدعا بلند

حق نمک مجو ز سیاهان که کرده است

ابروی تو به روی تیغ جفا بلند

جویا به خلوتی که لبم داد ناله داد

می گردد از شکستن دلها صدا بلند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.