جویای تبریزی

غزل 606 | خوی آن جور آشنا بیگانه از هوشم کند

خوی آن جور آشنا بیگانه از هوشم کند

می کند دانسته یادم تا فراموشم کند

حسن سرشار ترا نازم شکوهش کم مباد

با وجود صد زبان چون غنچه خاموشم کند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.