جویای تبریزی

غزل 736 | دلم از هجر تو خون است امروز

دلم از هجر تو خون است امروز

آفت صبر و سکون است امروز

لبی از بادهٔ لعلی ترکن

نوبهار است و شکون است امروز

عالم از جلوهٔ رنگین هوا

محشر بوقلمون است امروز

تا چه آرد به سر ما فردا

توسن نفس حرون است امروز

نقد داغی به کف آور جویا

روز بازار جنون است امروز

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.