جویای تبریزی

غزل 908 | گرفت عشقش ازین دست اگر گریانم

گرفت عشقش ازین دست اگر گریانم

رسید چاک گریبان چو گل به دامانم

نقاب روی هنر گشته جوش دلتنگی

همیشه در گره دل چو غنچه پنهانم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.