جویای تبریزی

غزل 918 | تا به معراج فنا یعنی شهادتگاه عشق

تا به معراج فنا یعنی شهادتگاه عشق

بال و پر از شعله مانند شرر می خواستیم

شوخ چشمی را ز حد برداشت شمع بزم یار

ما چراغ خلوت از خود چون گهر می خواستیم

حسن پاک آفتابم در خور هر دیده نیست

دیده ای از چشم شبنم شسته تر می خواستیم

تا بکام دل توان خندید جویا غنچه وار

در بهاران از خدا یک مشت زر می خواستیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.