ابن یمین

قطعه 242 | با خرد گفتم ای مدبر کار

با خرد گفتم ای مدبر کار

که بدانش چو تو نشان ندهند

چیست حکمت که از خزانه غیب

برگ کاهی به راستان ندهند

بخسیسان دهند نعمت و ناز

اهل دلرا بجان امان ندهند

آنچه با جاهلان سفله دهند

با بزرگان نکته دان ندهند

گنج و دولت دهند نادانرا

با هنر پیشه نیم نان ندهند

سفله بر صدر و اهل دانش را

بغلط ره بر آستان ندهند

گجروان را دهند خرمن ها

قوت یکشب به نیکوان ندهند

مگسان را دهند شکر و قند

با همایان جز استخوان ندهند

عقل گفت اینحدیث نشنیدی

هر که را این دهند آن ندهند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.