جویای تبریزی

غزل 1034 | پرتو افکن گشت رخسار تو تا در آینه

پرتو افکن گشت رخسار تو تا در آینه

مضطرب چون مهر تابان شد صفا در آینه

هیچ کس از صاف باطن عیب بی رویی ندید

می نماید صورت این مدعا در آینه

چهرهٔ ما بسکه پر گرد غبار کلفت است

روی بر دیوار دارد عکس ما در آینه

داشتن چشم نگاه از نرگس او سادگیست

او که نتواند ببیند از حیا در آینه

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.