جویای تبریزی

غزل 1066 | شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی

شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی

گر از میانه روی در کنار خود باشی

به روی شاهد مقصود دیده بگشایی

گر از صفای دل آیینه دار خود باشی

چو ریگ شیشهٔ ساعت خوش آن کز آزادی

سفر کنی و مقیم دیار خود باشی

بنوش باده که که گل ها ز خویشتن چینی

پیاله گیر که جوش بهار خود باشی

ز عالم گذران اعتبار گیر دمی

عجب که در طلب اعتبار خود باشی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.