غزل 353 | دل فدای لبان چون نوشت
دل فدای لبان چون نوشت
غیر یادم همه فراموشت
ای نگارین من خبر داری
که ز جانیم مست و مدهوشت
غیر از این در جهان مرادم نیست
که بگیرم شبی در آغوشت
در جهان نعرههای شوق زنیم
ما به یاد لبان خاموشت
هم ز نامحرمان بپوشان موی
که درافتاد از سر آغوشت
دوش بر دوش بود در شب دوش
یاد میناید از شب دوشت
باده عشق ما چو میخوردی
گفتم ای عمر نازنین نوشت
نالهها میزنیم در غم تو
نرسد ای نگار در گوشت
سوختی ای نگار میدانی
دو جهان را به لعل دُر نوشت
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.