جهان ملک خاتون

غزل 727 | ای بر دلم از فراق صد بار

ای بر دلم از فراق صد بار

ناگشته به وصل شاد یک بار

در بارگه وصال خویشم

از لطف نمی‌دهد دمی بار

بار غم تو مرا نه بس بود

کز هجر نهاده‌ای به سر بار

شب تیره و بار شیشه خر لنگ

ترسم نرود به منزل این بار

بلبل ز هوای بوستان سوخت

و این خار نمی‌دهد گلی بار

باران سعادت الهی

از ابر عطات بر جهان بار

امید به کس ندارم الّا

بر رحمت و لطف ایزد بار

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.